رهبران غایب چه کسانی هستند؟

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که از دید شما بهترین مدیر چه کسی است؟ تعریف شما از مدیران غایب چیست؟ مدیری که واقع بینانه، رفتار حرفه ای و شخصی شما را ارزیابی کند، یا مدیری که در هر حالتی از شما تعریف و تمجید کند؟ طبیعی است که همه  انسان ها به دنبال تمجید و ستایش دیگران هستند اما سوال اینجاست که : شما به دنبال تمجیدی هستید که لایق آن هستید و برای آن زحمت کشیدید، یا نه حتی اگر شایسته تمجید نباشید، صرف این که از شما تمجید شود کافی است؟

طی جلسه ای؛  یکی از همکاران ما در مورد مدیری که قبلا با او کار می کرد صحبت کرد ، او گفت : مدیری داشتم که چه وظیفه ام را به درستی انجام می دادم و چه آن را به درستی انجام نمی دادم، تنها یک جمله می گفت: ” آفرین، تو وظیفه ات را به درستی انجام دادی ” در حالی که هر دو می دانستیم این گونه نیست، چون اوضاع سازمان آشفته بود، مشتریان از نحوه عملکرد ما راضی نبودند و مهم تر اینکه خود ما هم از عملکردمان راضی نبودیم . در واقع همکار ما نیاز به مدیری داشت که عملکرد او را واقع بینانه ارزیابی کند و به جای تحسین بی جا، در مواقعی که لازم بود اشتباهاتش را به او گوشزد کند و راه درست را نشانش بدهد.

اکنون با توجه به تحقیقات انجام شده در دانشگاه هاروارد، می خواهیم اشتباهاتی که یک مدیر می تواند در مواجه با کارمندانش داشته باشد را بازگو کنیم؛ با ما همراه باشید

سه رویکرد اشتباه مدیران در مقابل کارمندان :

  1. دسته اول مدیرانی هستند که ارتباط کمی با کارمندان خود دارند ، این مدیران همان کسانی هستند که نسبت به کارمندان خود شک و تردید دارند و به آن ها اعتماد نمی کنند.
  2. دسته دوم مدیرانی هستند که خودشان را بسیار بالاتر از آن می دانند که بخواهند با زیردستانشان ارتباط داشته باشند!
  3. دسته آخر مدیرانی هستند که بیش از حد با کارمندانشان سازگار هستند و در مقابل اشتباهات آن ها کوتاه می آیند چرا که می خواهند هیچ چالشی در سازمانشان بوجود نیاید و در نتیجه این کار فرصت های رشد و پیشرفت را از کارمندانشان می گیرند

اجازه دهید کمی بیشتر راجع به مدیرانی که در دسته سوم قرار دارند و موضوع مقاله ما هستند صحبت کنیم:

این مدیران کمی بیش تر از یک مدیر بد، باعث آشفتگی سازمان می شوند زیرا آنها نه قرار است نقش روانشناس، نه جامعه شناس و نه یک دوست را برای کارمندان داشته باشند بلکه همانطور که از عنوانشان مشخص است آن ها باید نقش یک مدیر و هدایتگر را داشته باشند. به مدیرانی که در دسته سوم قرار می گیرند اصطلاحا مدیران غایب می گویند، مدیرانی که امروزه تعدادشان بسیار زیاد است و تحقیقات  نشان می دهد که این شایع ترین نوع بی کفایتی در مدیریت است!

شاید با خود فکر کنید داشتن چنین مدیری که شما رابه حال خود رها کرده و اجازه هرکاری را به شما می دهد و در انتها نیز بدون توجه به نتیجه کارتان  از شما تشکر هم می کند بسیار خوب است، مخصوصا اگر از مدیری که اکنون یا قبلا با آن کار می کردید ناراضی هم باشید، اما بد نیست به آمار و ارقام زیر نگاهی بیندازید :

طبق نظرسنجی که در سال 2017 از بیش از 1000 کارمند انجام شد، مشخص شد که از هر 9 شکایت 8 شکایت آن مربوط به مدیران غایب است، کارمندان نگران وظایفی بودند که مدیرانشان انجام نمی دادند از نظر آن ها مدیران غایب حتی از مدیران عصبانی هم نگران کننده تر بودند. بر اساس این نظرسنجی نادیده گرفته شدن از جانب مدیر آزاردهنده تر از دیگر ویژگی های بدی است که یک مدیر می تواند داشته باشد

این تحقیقات نشان می دهد مدیریت صحیح حتی اگر در مواقعی سخت گیرانه باشد به سرعت موجب افزایش رضایت شغلی کارمندان می شود اما اگر مدیریت غایب باشد موجب کاهش شدید رضایت شغلی می شود و این در حالیست که عدم رضایت بعد از شش ماه در کارمندان نمود پیدا می کند و کارمندان با گذشت چند وقت انگیزه خود را برای کار کردن از دست می دهند زیرا می دانند که نتیجه کارشان هرچه که باشد تفاوتی در سرنوشت شغلی آن ها ندارد در بیشتر موارد وقتی شما به عنوان یک کارمند، از مدیر غایب خود به مدیر ارشد شکایت می کنید، نتیجه ای نمی بینید و علت آن این است که از نظر مدیر ارشد اینکه مدیر شما به کارتان توجه نمی کند و در هر حالتی شما را تحسین می کند، اتفاق ناگواری برای سازمان محسوب نمی شود. اشتباه کار همین جاست  چراکه طبق تحقیقات دانشمندان دانشگاه هاروارد مدیر غایب به تدریج سازمان را می کشد

مدیران غایب برای افراد خلاق مانند یک سم کشنده هستند  زیرا افراد هرچقدر هم از نبوغ و خلاقیت خود در سازمان استفاده کنند بی فایده است چرا که هیچ نبوغ و خلاقیتی توجه این مدیر را به خود جلب نمی کند و این افراد هم کم کم انگیزه خود را از دست خواهند داد.

جنگ مدیریت در سازمان ها واقعی است و سازمانی در این نبرد پیروز می شود که بهترین مدیران را در اختیار داشته باشد. سازمان ها می توانند مدیر غایب، که ماهیتی مخرب دارد را از مدیر سازنده تشخیص بدهند و یکی از ملاک های خوب تشخیص بین این دو مدیر این است که مدیر غایب بهره وری و تعامل را در سازمان از بین می برد در حالی که مدیر سازنده موجب افزایش بهره وری و تعامل در سازمان می شود.