اگر سخنران نیستید نگران نباشید شما می توانید مهارت سخنرانی را کسب کنید

شاید برای شما هم پیش آمده که حرف تان در گلویتان ماند باشد و نتوانید منظورتان را برسانید و با وجود زحمات زیادی که برای انجام یک پروژه کشیده اید آن طور که باید و شاید نتوانید به معرفی آن بپردازید. حتی اگر نتوانستید برای یک بار در جمعی کوچک یا بزرگ سخنرانی کنید، امیدوار باشید چرا که امروزه اکثر مهارت ها قابل اکتساب هستند و شما هم می توانید مهارت سخنوری و فن بیان را بیاموزید. در این مقاله قصد داریم چند نکته را برای کسب این مهارت به شما آموزش دهیم

شیوه خود را پیدا کنید

. این خیلی ترسناک است که شما روی صحنه ای بروید که صدها چشم به آن دوخته شده است. شما حتی از این موضوع واهمه دارید که بخواهید طی جلسه ای در شرکتتان بایستید و پروژه تان را ارائه دهید. اگر دچار استرس شوید و لکنت بگیرید چه؟ یا اگر چیزهایی را که می خواستید بگویید کلا فراموش کنید چه اتفاقی می افتد؟ شاید تحقیر شوید! شاید آینده کاری تان به خطر بیفتد! یا شاید ایده ای که به آن باور دارید برای همیشه به خاک سپرده شود! این افکار موجب می شود تا صبح خوابتان نبرد.

جالب است بدانید تقریبا همه انسانها احساس ترس را تجربه کرده اند و جالب تر اینکه در نظرسنجی هایی که از مردم پرسیده شده از چه چیزی بیشتر از همه می ترسند، ترس از سخنرانی در رأس همه ترس ها قرار گرفته است حتی بیشتر از ترس از مار، ارتفاع و یا مرگ. چطور چنین چیزی ممکن است؟ آن هم در این حالت که هیچ خطری شما را تهدید نمی کند! قرار هم نیست که از روی صحنه به پایین پرت شوید حاضران در جلسه هم که قرار نیست به شما حمله کنند، پس این همه اضطراب و تشویش برای چیست؟!

این ترس برای این است که احتمال می دهید اعتبار شما نه تنها در آن لحظه بلکه در بلندمدت به خطر بیفتد.ما این طور احساس می کنیم که آنچه بر روی یک صحنه سخنرانی اتفاق می افتد، خوب یا بد، تا حد زیادی بر اعتبار اجتماعی ما تاثیر خواهد گذاشت. اما با نگرشی صحیح شما می توانید از این ترس به عنوان یک ابزار شگفت انگیز استفاده کنید. در واقع این ترس می تواند شما را ترغیب کند تا خود را به بهترین نحو برای ارائه ی سخنرانی آماده کنید. ابتدا باید شیوه خود را پیدا کنید. برای مثال  پرنس دایانا که همه به او ” دی خجالتی ” می گفتند، از سخنرانی متنفر بود اما راهی پیدا کرد تا به شیوه خودش، صمیمانه سخنرانی کند و این گونه همه دنیا را عاشق خود کند.

با یک ایده آغاز کنید

هر کسی که ایده ارزشمندی برای به اشتراک گذاری دارد، می تواند یک سخنرانی قدرتمند ارائه دهد. تنها مسئله ای که حقیقتا در سخنرانی مهم است اعتماد به نفس، حضور روی صحنه با ارائه یک سخنرانی روان نیست، بلکه داشتن محتوایی ارزشمند و قابل ارائه اهمیت دارد.

من در اینجا در ابعادی گسترده از کلمه ایده استفاده می کنم. این ایده حتما نباید پیشرفتی علمی، اختراعی هوشمندانه یا یک نظریه پیچیده قانونی باشد، بلکه می تواند فوت و فنی ساده باشد یا بینشی انسانی که در قالب یک داستان بیان میشود یا تصویر زیبایی باشد که دارای معناست و یا چیزی که آرزو دارید در آینده اتفاق بیفتد یا شاید تنها تلنگری در مورد چیزهایی که در زندگی مان بیشترین اهمیت را دارند. ایده هر چیزی ست که می تواند نوع نگاه مردم را به دنیا تغییر دهد. اگر بتوانید با ایده ای جذاب ذهن مردم را جادو کنید، کاری فوق العاده انجام داده اید. شما کاری انجام داده اید که ارزش آن قابل اندازه گیری نیست چرا که بخشی از وجود شما تبدیل به بخشی از وجود آنان می شود. بعضی افراد سبک خاص خود را پیدا می کنند اما فراموش می کنند که داشتن یک سبک بدون محتوا فاجعه است

اثرات شگفت انگیز موثر بودن زبان

خب، حال شما مطلبی پرمعنا برای گفتن دارید و هدفتان این است که ایدهای مهم را در ذهن مخاطبان از نو خلق کنید. چگونه این کار را انجام می دهید؟ اما نباید این کار را دست کم بگیریم. اگر می توانستیم به گونه ای این ایده را ترسیم کنیم که خنده در مغز سوفی اسکات چه شکلی بوده، احتمالا باید میلیون هانورون عصبی را می کشیدیم که با الگویی فوق العاده غنی و پیچیده به هم مرتبط اند. این الگو به گونه ای شامل تصویر افرادی می شد که قاه قاه میخندند، صداهایی که از خود در می آورند، اهداف خنده و آنچه برای کاهش استرس استفاده میشود و…. اصلا چگونه می توانیم در عرض تنها چند دقیقه کل آن ساختار را در ذهن گروهی غریبه دوباره خلق کنیم؟

انسانها با توسعهی فناوری ای که زبان نام دارد این کار را امکان پذیر کرده اند. زبان مغز شما را وادار می کند تا کارهای شگفت انگیز انجام دهد.

از شما میخواهم تا در ذهن خود فیلی با خرطومی به رنگ قرمز روشن تصور کنید که بدن خود را هماهنگ با صدای پای طوطی نارنجی رنگی که بر روی سرش در حال رقص است تکان می دهد

وای! شما در همین لحظه تصویر چیزی را در ذهن خود مجسم کردر طول تاریخ هرگز به جز در ذهن شما و افرادی که جمله ی آخر با وجود نداشته است. اما یک جمله ی ساده توانست چنین تصویری را به بیاورد. البته این موضوع به شمای شنونده هم بستگی دارد که مجموع مفاهیم را از قبل در ذهنتان موجود داشته باشید. شما برای مجسم کردن تصویر باید بدانید فیل و طوطی چه هستند، مفاهیم رنگ قرمز و نارنجی کدام اند، و رنگ و رقص و هماهنگی چه معنایی دارند. این جمله باید شما را وادارد که آن مفاهیم را به هم ربط دهید تا یک الگوی دست اول به وجود بیاید.

در صورتی که اگر به جای جملات بالا مثلا بگویم «من از شما میخواهم که گونه ای از لوکسودنتا سیکلوتیس را با پیل پوزی با رنگدانه های پشتون 032U که حرکاتی نوسانی اجرا میکند و تجسم کنید» شما احتمالا چنین تصویری را در ذهن خود نتوانید تصور کنید اگرچه این همان درخواست قبلی اما با زبانی علمی تر است

بنابراین، معجزه ی زبان زمانی به وقوع می پیوندد که در سطح آگاهی گوینده و شنونده بازگو شود. این همان کلید مهمی است که به ما می گوید چگونه ما میتوانیم یک ایده را در مغز فرد دیگری از نو خلق کنیم. شما تنها می توانید از ابزاری استفاده کنید که مخاطبان شما به آن دسترسی دارند. اگر شما تنها از زبان خودتان، مفاهیم خودتان، مفروضات خودتان و ارزش های خودتان استفاده کنید، شکست خواهید خورد. تنها به وسیله آن زمینه مشترک است که آنان می توانند ایده شما را در ذهن های خویش بسازند

سخنرانی یک تخصص است،بزرگ ترین سخنرانان جهان نیز، هر جلسه سخنرانیشان با سخنرانی دیگرشان متفاوت است، شما باید آن قدر در این حرفه به روز باشید که بتوانید به یک سخنران حرفه ای تبدیل شوید، بدین منظور هم اکنون می توانید وارد این لینک شوید و کلاس های سخنوری را تحت نظر یکی از بهترین سخنرانان جهان آموزش ببینید