قطعا برای شما هم پیش آمده است که در جایگاه شغلیتان تصمیماتی گرفته شده که مخالف نظر شما بوده است و در بعضی از این موارد، شما هم بخشی از اجرای این تصمیم گیری بوده اید. زمانی که قرار است تصمیم گیری اجرا شود ممکن است واکنش هایی از شما سر بزند، مثلا در هر مرحله ای که کمی کار دشوار می شود به مافوق و یا همکاران خود می گویید: ” از ابتدا هم به شما گفته بودم که این تصمیم، تصمیمی مناسب  نیست، همین ها هستند که با تصمیمات اشتباهشان نمی گذارند ما به جایی برسیم” ، غرولند کردن در هر مرحله از انجام کار می تواند از دیگر واکنش های شما باشد. این واکنش ها می تواند باعث کاهش کارایی شما شود .البته این واکنش ها غیرطبیعی نیستند اما از آنجا که شما عضوی از سازمان هستید و موفقیت یا شکست در تصمیم گیری ها مساوی با موفقیت یا شکست خود شما می باشد، باید تا جایی که ممکن است این واکنش ها را کنترل کنید. ” برتراند راسل “، فیلسوف و منطق‌دان انگلیسی می‌گوید اگر عقیده ای مخالف، شما را عصبانی می‌کند، نشانه آن است که ناخودآگاه می‌دانید دلیل مناسبی برای دفاع از افکارتان ندارید.

به مدیر و سازمانتان باور داشته باشید

اولین موضوعی که باید به آن توجه کنید این است : روزی که شما کار کردن در سازمانی را پذیرفتید، قطعا شایستگی و صلاحیت مدیرتان را هم  پذیرفته اید، پس بدانید که مدیر تصمیمی می گیرد که به نفع سازمان باشد، حتی اگر در نهایت مشخص شود که تصمیم گرفته شده اشتباه بوده ،قطعا مسئولیتی که مدیر در مقابل این نتیجه دارد از همه بیشتر است، در نظر داشته باشید که با توجه به شرایط کنونی، برای درست بودن نتیجه هیچ تصمیمی، ضمانتی وجود ندارد. فراموش نکنید که وظیفه شما کمک به سازمان است، متشنج کردن جو سازمان نه تنها هیچ کمکی نمی کند بلکه باعث از بین رفتن اتحاد در میان افراد سازمان می شود . بدون شک همیشه افرادی مخالف نظرات شما هستند اما شما می توانید با ارائه اطلاعات کامل نظری که دارید و شرح مزیت های آن، موافقت دیگران را جلب کنید اما اگر این اتفاق نیفتاد، در نهایت به هر تصمیمی که گرفته شد احترام بگذارید، می دانید که این احترام به دلیل اعتمادی است که شما به سازمان و همکارانتان دارید و اگر این اعتماد وجود ندارد لطفا هرچه سریع تر محل کارتان را عوض کنید

ممکن است نظری که شما دارید، روی کاغذ خوب و پر سود به نظر بیاید اما مدیر سازمان قطعا تجربه بیشتری در تصمیم گیری نسبت به دیگران دارد،او عوامل متعددی را برای تصمیم گیری  در نظر می گیرد تصور کنید اکنون شما نظری دارید و روی آن پافشاری می کنید اما مدیرتان با آن مخالف است، ممکن است چند سال بعد که شما در سمت مدیریت قرار گرفتید متوجه شوید نظری که چند سال پیش روی آن به شدت پافشاری می کردید چه زیان هایی به بار می آورده است، هیچ گاه اهمیت تجربه را در فرآیند تصمیم گیری فراموش نکنید

اگر یک بار نظر شما برای اجرایی شدن تایید نشد اعتماد به نفس خود را از دست ندهید زیرا عدم پذیرش نظر به معنای اشتباه بودن آن نیست. حتی ممکن است نظرتان در شرایطی دیگر، قابلیت عملی شدن پیدا کند،پس حتما در تصمیم گیری های بعدی نیز شرکت کنید چرا که قطعا نظرات بعدیتان پخته ترهم شود

هر نظری در مرحله اجرا ممکن است نواقصی داشته باشد، حتی اگر نظر نهایی، نظر شما نباشد می توانید در برطرف کردن این نواقص به سازمان کمک کنید و ایده های خود را با آن ها در میان بگذارید.

تمرکز حواس را با تمرین کردن افزایش دهید
وقتی در خانه یا محیط کار با کسی مشغول بحث هستید و نظرات کاملاً متضادی دارید، بهترین تکنیکی که می‌تواند کمک‌تان کند، هوشیار بودن و حضور ذهن داشتن است. با این کار می‌توان تأثیرات مکانیزم دفاعی مغز را خنثی کرد. به جای حمله کردن به طرف مقابل یا به‌هم‌زدن بحث و توجیه این عکس‌العمل‌ها، می‌توانیم سعی کنیم بیشتر حضور ذهن داشته باشیم. با تلاش برای دست‌بردن در مکانیزم‌های غریزی مغز، می‌توانیم آرامش داشته باشیم و راه‌های جدیدی برای حل مشکل پیدا کنیم.

برای این‌که وقتی عصبانیت وجودتان را فراگرفته است، بتوانید همچنان کارآیی داشته باشید، این چهار مرحله می‌تواند کمکتان کند.

۱. تمرکزتان را از دست ندهید
اولین گام برای حفظ تمرکز این است که وقتی سیستم عصبی‌مان تحریک می‌شود، متوجه شویم. تغییر لحن حرف زدن، احساس سفتی در شکم یا تمایل ناگهانی برای تمام کردن بحث از نشانه‌‌های یک سیستم عصبی تحریک شده هستند. همه‌ی ما وقتی احساس خطر می‌کنیم علائم فیزیکی و رفتاری مخصوص خودمان را داریم که باید آن‌ها را شناسایی کنیم.

۲. داستان‌‌پردازی نکنید
شاید سخت‌ترین مرحله همین باشد. نباید با قضاوت‌های بی‌مورد و شاخ‌وبرگ دادن به آن‌ها شرایط را بدتر کنیم. وقتی احساس می‌کنیم که تصمیم گرفته شده باعث ایجاد خطر برای ما می شود، ذهن برای فهمیدن ماجرا، به سرعت از افکار و داستان‌های عجیب و غریب پر می‌شود. افکاری که بهتر است فراموش شوند. چرا که بازخوردی که مغز از این ذهنیت منفی می‌گیرد باعث تشدید و تمدید شرایط استرس و افزایش ترشح هورمون‌ها می‌شود. شاید حق با ما باشد و طرف مقابل اشتباه می‌کند. به هرحال اگر داستان‌پردازی نکنیم، درکی که از شرایط داریم منطقی‌تر خواهد بود.

۳. به تأثیر استرس روی بدن خود فکر کنید
در این مرحله سعی کنید تغییرات بدن‌تان را ببینید و حس کنید. بدون این‌که بخواهید کنترل‌شان کنید یا تغییرشان دهید. ذهن‌تان را از افکار منفی خالی کنید و ببینید این تغییرات در چه نقاطی اتفاق می‌افتند. کدام عضله گرفته، می‌لرزد، می‌پرد یا درد می‌کند. به روند این اتفاقات دقت کنید. این‌کار باعث می‌شود متوجه شوید چه‌قدر این حالت جسمی ناخوشایند و اذیت‌کننده است.

۴. و در پایان، نفس بکشید
همه می‌دانند نفس کشیدن به تمدد اعصاب کمک می‌کند. به چندین حالت مختلف می‌توان نفس کشید؛ اگر این‌کار را با ریتم و ملایمت خاصی انجام دهیم تأثیر بیشتری خواهد داشت. الن واتکینز (Alan Watkins) در کتاب «انسجام: راز رهبری عالی» توضیح می‌دهد که اگر به این دو ویژگی تنفس دقت کنیم، حتّی برای چند دقیقه، ترشح هورمون‌های کورتیزول و آدرنالین متوقف خواهد شد.تنفس ریتمیک به این معنی‌ست که دم و بازدم با فاصله‌ی یکسان تکرار شوند. مثلاً هنگام دم از یک تا چهار می‌شماریم، و هنگام بازدم از یک تا شش. و دوباره دم، یک دو سه چهار، و بازدم، یک دو سه چهار پنج شش.

با دقت کردن به وضعیت جسمی خود، می‌توان در زمان کوتاهی تعادل جسمیرا به بدن بازگرداند. دوباره می‌توانیم فکر کنیم، حرف‌های طرف مقابل را بشنویم و ارتباط برقرار کنیم. با کمی تمرین، خشونت تبدیل به اراده می‌شود. ناراحتی جای خود را به همدردی می‌دهد و حسادت به انگیزه‌ای برای تغییر تبدیل خواهد شد.در پایان لازم به ذکر است که عقاید خود را به دیگران تحمیل نکنید، اگر در مورد باورهای خود، قصد متقاعد کردن فردی را دارید، می توانید با روشی مسالمت آمیز شروع کنید.