هوش هیجانی به چه معنایی است؟

حتما برای شما هم بارها پیش آمده است که در جایی که باید خشم خود را مهار می کردید و این کار را انجام نداده اید و همین موضوع تبعات نا خوشایندی هم برایتان داشته است. یا در جایی که نباید بیش از حد خوشحالیتان را از به وقوع پیوستن موضوعی نشان می دادید، این کار را انجام داده اید. هوش هیجانی به معنای ابراز احساسات به موقع و به اندازه افراد است. در مواقعی شما باید خشم خود را بروز دهید، و مواقعی هم وجود دارد که نباید این کار را انجام دهید. این موضوع برای بروز احساسات به هنگام خوشحالی هم صدق می کند. (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

برای مثال چند سال پیش در یکی از شهرهای ایران اتفاق ناگواری رخ داد: پسر خردسال یک مزرعه دار برای شوخی با پدرش، وقتی که می‌بیند او کنار مزرعه ایستاده، خود را در گندم زار مخفی می کند به طوری که تنها قسمتی از سرش بیرون زده و شروع می‌کند به این ور و آن ور رفتن تا پدرش فکر کند که او یک حیوان وحشی است که وارد مزرعه شده.

پدر که با دیدن این صحنه فکر می‌کند او یک گراز است که به واسطه‌ی ارتفاع گندم ها بدنش مشخص نبوده و فقط قسمتی از سرش از بالای گندم‌ها بیرون زده.  بلافاصله به داخل خانه رفته و تفنگ شکاری‌اش را برداشته و تیری به سمت او شلیک می‌کند.  بعد از اینکه  بالای سرش می‌رود می‌بیند که بدن بی جان پسرش بر زمین افتاده.

این داستان تنها یک نمونه از مواردی است که فردی به دلیل عدم کنترل کافی بر هیجانات خود کار اشتباهی انجام می‌دهد. پشیمانی بزرگ و غیر قابل جبران به بار می‌آورد. آن مزرعه دار بدون بررسی دقیق و تحت تاثیر احساس آنی‌اش و بدون کنترل و بررسی بیشتر اقدام به عمل می کند و اگر از هوش هیجانی بالاتری برخوردار بود می‌توانست به خوبی احساسش را کنترل کند.

اشکالی ندارد اگر بخواهید مقداری از احساسات خود را نگه دارید یا اینکه از بروز دادن آن‌ها در زمان معین خودداری کنید. پیشنهاد می‌شود انرژی این احساسات را در زمینه‌های مفید دیگر به کار ببرید. شما همواره نمی‌توانید احساسی را که افراد یا اشیای خاص به شما منتقل می‌کنند کنترل کنید اما در عوض این قابلیت را دارید که بتوانید از واکنش‌ها و بروز احساسات خود مراقبت و کنترل کنید. اگر دارای مشکلاتی در کنترل احساسات هستید، تنها در زمان‌هایی که از نظر روحی و روانی در آرامش هستید دنبال راه‌کارهایی برای این منظور باشید؛ همه‌ی احساسات هم قابل از بین رفتن نیستند. ” آدام دچیس” ( از نویسندگان مطرح در حوزه هوش هیجانی) زمان‌هایی که با افسردگی مبارزه می‌کرد آموخت که برخی احساسات به مدت طولانی باقی می‌مانند، اما همواره لحظاتی وجود دارد که ما شدت آن‌ها را کمتر حس می‌کنیم، از این لحظات برای کنترل احساسات استفاده کنید.

قبل از انجام هر کاری ابتدا باید احساسات خود را بشناسیم. بهبود خود آگاهی اولین قدم برای شناسایی مشکلات پیرامون هر فرد است. در زیر لیستی از مواردی که باعث بهبود مهارت خود آگاهی می‌شود را برایتان شرح می دهیم:

یادداشت کردن احساسات (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

همواره توصیه می‌شود که یک یادداشت کلی از احساسات داشته باشید. در پایان هر روز، هر آنچه که برایتان اتفاق افتاده، و واکنش هاییتان را در برابر آن‌ها یادداشت کنید. به طور مکرر این نوشته ها را بررسی کرده و نکات مهم و برجسته‌ آن‌ها را جداگانه مشخص کنید.

پرسیدن نظرات دیگران (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

همان طور که قبلا در خصوص درک خود صحبت کردیم، پرسیدن نظرات دیگران برای مهارت خود آگاهی می‌تواند مفید واقع شود. سعی کنید از افرادی که شناخت بهتری از نقاط قوت و ضعف شما دارند پرسش کنید. هر نظر و حرفی که گفتند را یادداشت کرده و نظرات افراد مختلف را باهم مقایسه کنید، در آخر نظرات مهم را مشخص کنید. چیزی که مهم است اصلا با نظرات دیگران بحث و جدال نکنید، حتی ممکن است نظرات دیگران درست نباشد، شما فقط تلاش می‌کنید که ادراک دیگران از خودتان را سنجیده و بررسی کنید نگرش و تصورات دیگران از شما نیز می‌تواند به یافتن این موارد کمک کرده و دید جدیدی از خود را ارائه می‌دهد. مهم‌ترین عامل در این زمینه بررسی مهارت‌های خود به جای تمرکز به عوامل خارجی و محیط است.

مدیتیشن (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

زمانی که ما دارای قابلیت کنترل و آرام کردن احساسات نیستیم، می‌توانیم از قابلیت کنترل احساسات یا عادت کردن به آن‌ها استفاده کنیم. دفعه‌ بعدی که یک واکنش احساسی را نسبت به کسی داشتید، سعی کنید قبل از واکنش مکث کنید. همچنین می‌توانید به همین منظور از مدیتیشن برای کاهش واکنش سریع مغز به احساسات استفاده کنید.

اگر تا به حال تمرینات خود آگاهی را انجام نداده‌اید، موارد پیشنهاد داده شده می‌توانند شما را در این راه همراهی و کمک کنند. یک استراتژی دیگر به همین منظور استفاده از پیاده‌روی است؛ می‌توانید به پیاده‌روی‌های طولانی رفته و در طول راه عواملی را که باعث مزاحمت و ناراحتی شما می‌شود را با خود بررسی کنید.

هوش هیجانی در مدیریت وقتی اهمیت پیدا می کند که پای مدیریت به میان می آید. مدیران باید هوش هیجانی بالایی داشته باشند تا بتوانند احساسات خود را مدیریت کنند.

مهارت خودگردانی (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

زمانی که شناخت دقیقی از احساسات خود به دست آوردید، می‌توانید به کنترل آن‌ها اقدام کنید. مهارت خودگردانی مناسب، عبارت است از کنترل عوامل احساسات خود، عوامل بیرونی و واکنش‌ها و انجام بهترین رفتار ممکن. یکی از راه‌های کلیدی و مهم برای مدیریت احساسات خود، تغییر روش حس کردن است؛ ممکن است این توصیه‌ی قدیمی را شنیده باشید که حین عصبانیت تا ۱۰ بشمارید، یا با کسی که مشکلات بسیاری دارد و افسرده است صحبت کنید؛ اگرچه این توصیه کمی تلخ و ناگوار است اما در برخی شرایط پیشنهاد داده می‌شود. به هر حال وارد کردن یک تکان به بدن خود یا ایجاد تغییر در نحوه‌ی حس کردن و واکنش می‌تواند بسیار سازنده باشد. اگر احساس کرختی و بی‌حالی دارید ورزش کنید؛ اگر در شرایط احساسی شدیدی قرار گرفته‌اید سیلی یا ضربه‌ی محکمی به خود بزنید. در کل می‌توان گفت هر ضربه‌ی ناگهانی یا شوک خفیف به سیستم بدنی می‌تواند در شکستن روال همیشگی احساس کردن، کمک کند.

مهارت خود گردانشی (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

زمانی که ما درباره انگیزه در هوش هیجانی صحبت می‌کنیم منظور این نیست که با انرژی بیشتر به سر کار بروید، هدف این است که از مهارت‌های خود برای حل مشکلات استفاده کنید. به گفته‌ی روان‌شناسان یک بخش مجزا در مغز وجود دارد که هنگام فکر کردن برای رسیدن به هدف‌ها فعال می‌شود. فرقی نمی‌کند که هدف شما پیدا کردن شغل مناسب یا بهبود شغل، تشکیل خانواده یا هنر باشد، هر کسی در زندگی خود دارای اهدافی است. زمانی که انگیزه‌تان فعال شد، با تمامی واقعیت‌های زندگی آمیخته می‌شود. می‌خواهید تشکیل زندگی بدهید؟ افراد با انگیزه با افراد دارای هدف مشابه ملاقات می‌کنند. می‌خواهید به شغل خود بهبود ببخشید؟ افراد با انگیزه دوره‌های آموزشی مختلفی را به همین منظور می‌گذرانند، فرم استخدام پر می‌کنند یا به دنبال‌ راه‌های دیگری برای ارتقای شغلی هستند.

به عقیده‌ی “دنیل گلمن”( نویسنده کتاب هوش هیجانی)  برای استفاده از این انگیزه ابتدا باید ارزش‌های خود را شناسایی کنید. بسیاری از ما به اندازه‌ای مشغول هستیم که زمانی مجزا برای شناسایی ارزش‌های خود صرف نمی‌کنیم. یا حتی در بدترین حالت ممکن، به قدری زمان طولانی از وقت‌مان تلف می‌شود که دیگر انگیزه‌ی کافی برای انجام کارها را از دست می‌دهیم. متاسفانه نمی‌توان به طور حتمی اهداف هر کس را مشخص کرد اما افراد می‌توانند از استراتژی‌های مشخص برای این منظور استفاده کنند. به خاطرات خود مراجعه کنید؛ زمان‌هایی که احساس خوشی و رضایت داشتید. لیستی از مواردی را که به آن‌ها ارزش می‌دهید تهیه کنید. به یاد داشته باشید، افرادی که به اهداف مشابه شما دست یافته‌اند، در بلند مدت و با مرور زمان توانسته‌اند این موفقیت‌ را کسب کنند.

مهارت همدلی (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

احساسات فقط نیمی از روابط را تشکیل می‌دهند که بیشتر به آن تمرکز می‌شود، زیرا هر فرد هر روزه با خود کلنجار می‌رود. همه‌ی افراد دیگری که برای شما مهم هستند احساسات، خواسته‌ها، دلایل و ترس‌های خود را دارند. همدلی یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای هدایت روابط به شمار می‌رود که در طول زندگی قابل آموختن است. در زیر به مواردی برای تمرین همدلی اشاره می‌شود.

حرف نزنید و تنها گوش کنید (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

این مورد یکی از سخت‌ترین اما مهم‌ترین مهارت در همدلی است. شما نمی‌توانید برای درک کردن همه‌ی افراد، زندگی آن‌‌ها را تجربه کنید، اما در عوض می‌توانید به حرف‌های آن‌‌ها گوش دهید. گوش دادن یعنی اینکه به طور کامل اجازه دهید طرف مقابل حرف بزند و حرف‌ها و کلمات را نشمارید؛ یعنی شک و تردید‌های خود را برای لحظاتی کنار گذاشته و اجازه دهید طرف صحبت‌تان برای مدتی کوتاه، حرف‌ها و احساسات خود را بازگو کند. همدلی بسیار سخت است، اما در هر رابطه‌ای مکث کردن حداقل به مدت ۱۰ ثانیه و اجازه‌ی صحبت دادن به طرف، می‌تواند به بهبود رابطه کمک کند.

موقعیت ناخوشایند خود را به کار ببرید (هوش هیجانی به چه معنایی است؟)

یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای محکم کردن یک نظر در ذهن این است که خود را با نظر مخالف آن مواجه کنید. برای به انجام رساندن این هدف، خود را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهید. اگر فکر می‌کنید رئیس‌تان رفتاری غیرمنطقی دارد، اقدام‌هایش را در ذهن خود مرور کنید. اگر به جای آن‌ها بودید رفتارهای او را منطقی و با دلیل می‌دانستید؟ پرسیدن این گونه سوال‌ها با خود می‌تواند همدلی و درک متقابل از طرف هم‌صحبت را فراهم کند.

در متن بالا ما چند روش را به شما پیشنهاد دادیم که می تواند به کنترل هیجانات شما بسیار کمک کند اما تنها این تمرین ها کافی نیستند و البته این را هم در نظر داشته باشید که شما برای کنترل هیجانات خود در درجه اول باید به درجه خودآگاهی برسید که این امر تنها با یاد گرفتن تکنیک ها و مهارت های لازم صورت می گیرد پس همین الان در کلاس های آموزشی هوش هیجانی مدرسه کسب و کار آیا ثبت نام کنید.

هوش هیجانی به معنی توانایی هر شخص برای مدیریت احساسات، اضطراب و کنترل تنش ها در کنار امیدواری، خوش بینی و داشتن انگیزه در مسیر رسیدن به اهداف است.