تفاوت ها عامل اصلی هارمونی خلاقیت در سازمان ها هستند

ویلیام وریلی جونیور، وزیر خارجه آمریکا در یکی از سخنرانی اش بیان کرد: کسب و کارهای بزرگ توسط مردانی شکل می گیرد که نظراتی مخالف یکدیگر دارند برای مثال اگر دو شریک که در مجموع نظراتی مشابه با یکدیگر دارند و اقدام به ایجاد یک سازمان کردند، قطعا وجود یکی از آن ها در آن سازمان غیر ضروری است. این اصل نه تنها در کسب و کار و تجارت، بلکه در سیاست، ورزش، هنر و … صدق می کند. نمونه های کمی از موفقیت سازمان هایی با ایده های یکسان و مشابه وجود دارد. استیو جابز و استیو وزنیاک زمانی که قصد تاسیس کمپانی اپل را داشتند در اوج اختلاف نظر با یکدیگر بودند اما توانایی آن ها در ترکیب نظراتشان با یکدیگر، عامل موفقیت اپل شد. آنجا مرکل و نیکولا سارکوزی برای ایجاد ثبات در اروپا پس از بحران مالی سال 2008 نقش مهمی داشتند اما با ایده های کاملا متفاوت از یکدیگر، به طوری که حتی کسانی که آن ها را نمی شناختند وقتی این دو را کنار هم دیگر می دیدند از اختلاف نظری که بین آن ها وجود داشت مطلع می شدند

جالب است که بدانید اخیرا در دانشگاه هاروارد بر روی صد تیم تحقیقاتی صورت گرفت و نتایج این تحقیق حاکی از آن است : تیم هایی که دارای اختلاف نظر و عقیده هستند از خلاقیت بیشتری نسبت به تیم های دیگر برخوردارند. مدیر عامل یکی از کمپانی های موفق در آمریکا طی سخنرانی که در رابطه با علت های موفقیتش داشت بیان کرد:عامل موفقیت من ناهمگونی و اختلاف عقیده بین کارمندانم است

این اختلاف سلیقه و عقیده به شدت می تواند باعث نوآوری و خلاقیت تیم شما شود اما به شرطی که شما به عنوان مدیر بتوانید این اختلاف را مدیریت کنید. شما باید بتوانید نقاط قوت هر کدام از این نظرات را با یکدیگر ترکیب کنید و موضعی نسبت به هیچ کدام از این نظرات نداشته باشید، شما به عنوان مدیر باید این مهارت را به کارکنان خود اموزش دهید که هنگامی که با دیگر همکارانشان اختلاف نظر پیدا می کنند، می توانند از این موضوع به بهترین شکل در جهت نوآوری و خلاقیت سازمان استفاده کنند و نباید زمانی که این موضوع اتفاق افتاد علیه دیگر همکاران خود موضع بگیرند. اجازه ندهید که این اختلافات به درگیری و تنش منجر شود. این هنر مدیریت است

به همین دلیل است که کمپانی Y Combinator در سازمانش اقدام به جلسات باز کرد. در این جلسات کارمندان باید درباره زمینه های مختلف اظهار نظر کنند و هر کسی که با نظر همکار خود مخالف باشد، به شرط اینکه در مقابل این مخالفت، نظر و ایده جدیدی داشته باشد امتیاز می گیرد

سازمان هایی که از هماهنگی اعضای تیمش با یکدیگر بیش از حد لذت می برد باید بداند که نه تنها این سازمان در حال حرکت به سمت یکنواختی است و هیچ خلاقیتی در آن به چشم نمی خورد بلکه طولی نخواهد کشید که دچار نابودی و شکست خواهد شد. همانطور که سازمان هایی چون سونی اریکسون و نوکیا به این مشکل بر خوردند. موفقیت و خوشبختی طولانی مدت برای هر سازمانی یک تهدید بزرگ محسوب می شود و باید بدانید که این موفقیت برای فرار از خلاقیت است

خلاقیت های بزرگ نتیجه بی نظمی های بزرگ و در هم شکستن هماهنگی ها هستند

مدیران برای داشتن سازمانی خلاق باید دو موضوع را مورد توجه خود قرار دهند : اول اینکه آن ها باید با هماهنگی های بیش از حد اعضای تیمشان مبارزه کنند و دوم اینکه باید همانند مدیران موفق سازمان های بزرگ، تنش های به موقعی را به اعضای تیمشان وارد کنند

اکنون می خواهیم شرایطی را که می تواند باعث ایجاد خلاقیت در اعضای تیمتان شود را بیان کنیم، با ما همراه باشید:

چالش = انگیزه = خلاقیت = رسیدن به اهداف

انگیزه، نیروی محرکه‌ای است که برای رسیدن به هدف به آن نیاز داریم. گاهی حتی تحت بهترین شرایط هم حفظ انگیزه دشوار به نظر می‌رسد زمانی که افراد وظایفشان را ساده ببینند هیچ انگیزه ای برای انجام خلاقانه کار پیدا نمی کنند و برعکس محیط های چالشی باعث ایجاد انگیزه در افراد می شود. بنابراین سازمان ها باید شرایط را به نحوی برای اعضای تیمشان بوجود بیاورند که آن ها فکر کنند که در یک چالش قرار دارند و اهداف باید به گونه ای تعریف شوند که جسورانه اما قابل دسترسی باشند. پس برای ایجاد انگیزه در اعضای تیم لازم نیست از ترفندهای شعبده‌بازی چیزی بدانیم و قطعا هیچ دارویی در ما تولید انگیزه نخواهد کرد  اما کافیست با ایجاد محیطی متفاوت و چالشی، انگیزه را برای خلق اعمال خلاقانه در افراد ایجاد کنیم

داشتن استرس همیشه هم بد نیست

اغلب مردم بر این باور هستند که استرس مخرب است با این حال شاید شما هم شنیده‌ باشید که استرس دو نوع دارد: استرس خوب و استرس بد. واقعیت این است که اگر مقداری استرس، از نوعِ خوب، در زندگی ما وجود نداشته باشد، نمی توانیم به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنیم. همه‌ی ما روزانه مسئولیت‌هایی داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم، ولی اگر در کنار آنها هدف مشخصی برای خود تعیین کرده و دنبال کنیم، حتی اگر آهسته به سمت آن هدف قدم برداریم، چشم‌اندازی در اختیار داریم که می‌تواند در زندگی ما هیجان، انرژی مثبت و استرس خوب تولید کند. اگر شما می خواهید وارد دنیای کار شوید باید از این موضوع آگاهی داشته باشید که تمام مشاغل دنیا دارای استرس هستند چه برسد به اینکه شما می خواهید فردی خلاق در کارتان باشید. به عنوان یک مدیر اگر می خواهید سازمانی خلاق داشته باشید نباید فکر کنید که سازمانی در این امر موفق می شود که اعضای تیمش در آرامش کامل و به دور از هر گونه استرسی باشند و البته نباید محیطی را ایجاد کنند که در آن بیش از حد استرس و تنش وجود داشته باشد مدیران برتر دارای هوش هیجانی و توانایی کنترل آن در اعضای تیمشان هستند. از آنجایی که آنها می دانند چگونه استرس را مدیریت کنند، در مدیریت استرس اعضای تیم خود نیز موفق هستند

از بین بردن ناسازگاری ها

برای ایجاد جوی خلاقانه نباید فقط توپ را به داخل زمین کارمندان و اعضای تیمتان بیاندازید، به عنوان یک مدیر خودتان هم باید شرایطی را برای این امر به وجود بیاورید. در ابتدا شما باید ناسازگاری هایی که در فرآیند کاری سازمانتان وجود دارد را از بین ببرید، اعضای تیم نباید احساس کنند که اگر ایده ای خلاقانه هم به ذهنشان بیاید، به دلیل فرآیندهای سخت و گاها زائد سازمان نمی توانند این ایده را عملی کنند. شما نمی توانید بر روی صندلی ریاستتان بنشینید و منتظر ایده خلاقانه از سمت افرادتان باشید، بلکه در ابتدا باید خودتان جو سازمانتان را آماده پذیرش ایده های خلاقانه کنید

توجه به تنوع فکری

یک تیم خلاق علاوه ‌بر نیاز به ترکیبی از ویژگی ‌ها و کیفیت‌های متناقض به تنوع فکری نیز نیاز دارند. تنوع فکری هنگامی صورت می گیرد که اعضای گروه با دانش ‌ها و توانایی ‌های گوناگون و متنوع در کنار هم قرار گرفته و از روش‌های متفاوت تفکر و عمل برخوردار باشند. به عبارت روشن‌تر، آنها باید طیف متنوعی از روش‌ های فکری ترجیحی را ارائه دهند، اما روش‌های فکری ترجیحی چه هستند و به چه کار می‌آیند؟ هر فردی، نگرش خاصی نسبت به محیط اطراف خود دارد و جهان را به گونه‌ای خاص نگاه می کند. او در برخورد با یک مشکل، آن را با دید خاصی می‌نگرد و راه‌حل‌های خاص خود را برای حل آن در ذهن پرورش می‌دهد، راه ‌حل‌هایی که بیشترین همخوانی را با علایق و ذهنیات او دارند. هیچ کدام از این روش‌های فکری نسبت به سایر روش‌ها برتری ندارند و فقط می‌توانند متفاوت با بقیه باشند.

چنین تنوعی در یک گروه خلاق، عنصری کلیدی و ضروری است و به گسترش خلاقیت گروه کمک شایانی می‌کند و از بطن همین روش‌های فکری متفاوت است که محصولات، خدمات و فرآیندهای خلاقانه سربرمی آورد. یک مدیر نمی‌تواند و نباید یک روش فکری ترجیحی واحد را به همه اعضای گروه تحمیل کند بلکه باید از آنها یک معجون و ترکیب جادویی و ارزشمند بسازد که برای تولید ایده ‌های خلاقانه مورد استفاده قرار گیرند. و اما نکته آخر: تنوع فکری به مانند تنوع نژادی یا جنسی نیست که اگرچه در اغلب موارد موجب توسعه طیف فکری گروه می‌شوند اما موفقیت گروه را ضمانت نمی کند، همان‌ طور که افرادی با جنسیت و نژادهای مختلف به روش‌های گوناگونی فکر می کنند. افرادی از یک جنس و یک نژاد نیز می‌توانند کاملا متفاوت از هم تفکر داشته باشند. بنابراین، به جای توجه بیش از حد به تنوع نژادی و جنسیتی باید روی تنوع روش‌ های فکری، تخصص‌ها و مهارت ‌هایی که با استفاده از آنها می‌توان به جنگ مشکلات رفت، متمرکز بود

تیم حرفه ای تشکیل دهید

داشتن اعضای تیم حرفه ای یکی از مولفه هایی است که باعث افزایش خلاقیت در سازمانتان می شود چرا که این اعضا به دلیل اینکه تسلط بیشتری بر حوزه کاریشان دارند، خلاقانه تر عمل می کنند ما به این دلیل به این افراد حرفه ای می گوییم چون مسئولیت پذیر هستند و افراد مسئولیت پذیر نیز بیشتر خود را وقف موفقیت تیم می کنند و در راستای پیشرفت و موفقیت تیمی  تلاش می کنند . اگر هم سازمانی متشکل از افراد نوپا دارید اصلا نگران نباشید چرا که همه افراد پتانسیل یادگیری بالایی دارند و می توانند با آموزش های درست و به موقع، ویژگی های ذکر شده را به دست آورند