مهارت مدیریت احساسات

احساسات بخشی جدا نشدنی و بسیار مهم از وجود انسان است که هرگز نمی توان آن را از وجود انسان حذف کرد. برخی به اشتباه می گویند برای بهتر شدن تصمیمات در زندگی لازم است که احساسات مورد سرکوب قرار گیرند. این یک دید کاملا اشتباه است. بلکه باید هر انسان سالمی احساسات خود را پرورش دهد، اما مهارت مدیریت احساسات را نیز در خود تقویت کند. در زمینه مسائل کاری و ملاقات ها و مذاکرات فروش و بازاریابی هم مهارت مدیریت احساسات از موارد بسیار لازم به شمار می رود. برای این کار تکنیک هایی وجود دارد که بتوان با استفاده از ان ها این مهارت را در خود تقویت کرد. در حقیقت این تکنیک ها بر اساس علم روان شناسی استوار هستند و در کلیه سئون زندگی انسان از جمله روابط خانوادگی، روابط دوستانه، روابط کاری و کلیه ارتباطات زندگی روزمره انسان می توانند کاربرد بسیاری داشته باشند.

مزایای مهارت کنترل احساسات (مهارت مدیریت احساسات)

خیلی مهم است که یک فرد احساسات خود را سرکوب نکند و رشد خود را در همه ابعاد وجودی داشته باشد، اما بتواند در هر شرایطی احساساتش را نیز کنترل کند. فردی که توان کنترل احساسات خود را دارد مهارت های خود را در هر شرایطی می تواند به بهترین نحو استفاده کند و تصمیمات درستی را در شرایط وجود محرک های عصبی نیز اتخاذ کند. چنین فردی در شرایط عصبی نامناسب هم بهترین ارتباط را یا دیگران می تواند حفظ کند. پس به همین علت شانس موفقیت بیشتری در مذاکرات خواهد داشت.

معایب عدم امکان مدیریت احساسات (مهارت مدیریت احساسات)

افرادی که نمی توانند در هنگام ورود محرک های عصبی و هیجانی احساسات خود را کنترل کنند در اثر فشار و تنش وارده کارها و واکنش هایی انجام می دهند که می تواند برای خودشان و اهدافشان در مذاکره مخرب و آسیب زا باشد. از یاد نبرید افرادی که احساسات خود را مدیریت نکرده و فقط آن ها را سرکوب می کنند هم معایب بسیاری را برای خود به ارمغان می آورند که مهم ترین آن ها اضطراب و افسردگی است.

چگونه احساسات خود را کنترل کنیم؟ (مهارت مدیریت احساسات)

بدین منظور ابتدا باید احساسات خود را درک کرده و به عواطف و احساسات خود توجه بیشتری بکنید و دارا بودن این احساسات را جزوی از ملزومات انسان بودن قلمداد نمایید و هرگز به فکر سرکوب آن ها نیفتید. این که الان نسبت به چیزی حس خاصی داشته باشید دلیل آن نیست که فردا یا در آینده هم همان حس را نسبت به آن داشته باشید. پس سعی کنید به صورت غیر قابل مهار دلبسته‌ چیزی نشوید. به احساسات خود اجازه دهید آرام آرام تعدیل شوند.

مهم ترین مورد در این بحث این است که هرگز بر اساس احساسات خود تصمیم نگیرید. به عنوان مثال تنها به دلیل اینکه همکارتان نسبت به شما زیاد با روی گشاده برخورد نمیکند دلیل آن نیست که از شما متنفر می ‌باشد، یا اینکه فقط به دلیل دلخور شدن از شریک کاری خود نباید فکر کنید که او فرد مناسبی برای شما نیست. باید قدرت تصمیم گیری خود را در برابر عوامل احساسی تا جای ممکن ایمن کنید. از یاد نبرید که هنگامی که فورا در اثر احساسات به انجام کاری اقدام می‌کنید، بدان معناست که ترسیده‌اید و حس فرار به شما دست داده و یا حس جنگیدن دارید. بدین منظور بهتر است کمی صبر کرده و سریع تصمیم نگیرید و پس از کشیدن نفس عمیق به تصمیم گیری اقدام کنید. بهتر است وقتی که هنوز به آرامش نرسیده اید از رویارویی با افرادی که احتمال دارد آن ها را دلخور کنید بپرهیزید.

برای بهتر مهار کردن احساسات خود بهتر است سعی کنید هر روز چند ساعت فکر و توجه خود را به مسائل دیگری معطوف نمایید. هنگامی که بیش از حد به احساسات خود توجه می‌کنید، در واقع مانند فعالیتی مثل نفس کشیدن، تمام زندگیتان را با آن گره زده ‌‎اید و احساسات در تمامی مراحل زندگی شما نقش خود را پررنگ تر می کند. در این هنگام، بعد از گذشت زمانی اندک، دیگر نمی‌توانید از سلطه احساسات بر کلیه فعالیت ها و تصمیم گیری های خود، رهایی یابید.

در نهایت سعی نکنید روبروی احساسات خود به مقابله برخیزید که این راه اصلا برای مهار احساسات مناسب نیست. بلکه باید احساسات خود را با حفظ آرامش در کنترل  خود درآورید و هر مورد پیش آمده را به عنوان تجربه برای خود در نظر بگیرید.

هوش هیجانی به معنی توانایی هر شخص برای مدیریت احساسات، اضطراب و کنترل تنش ها در کنار امیدواری، خوش بینی و داشتن انگیزه در مسیر رسیدن به اهداف است.