ریسک پذیری تنها وجه تمایز شماست!

هر وقت که صحبت از ریسک کردن به میان می آید، ناخودآگاه  ذهن ما به سمت کارهای غیرمنطقی، خطرناک و در نهایت موفق نشدن، می رود در حالی که موفقیت اغلب افراد در زندگی کاری و حتی خانوادگی به خاطر تمایلشان به انجام دادن کارهای ریسکی می باشد. حتما بعضی از اطرافیان شما، انسان هایی به شدت ریسک پذیر و بعضی دیگر بسیار محتاط هستند ، تا آنجا که از انجام دادن کارهایی با کم ترین درصد ریسک هم اجتناب می کنند.آیا تا کنون نحوه صحبت کردن آن ها را با هم مقایسه کرده اید؟ افرادی که ریسک پذیر هستند ، با موقعیت های جدید به این شکل برخورد می کنند: وای ! این یک فرصت بی نظیر است که به من اجازه می دهد به جایگاهی بالاتر برسم،  چه فرصت خوبی برای یاد گرفتن برایم فراهم شده است، این ایده مثل یک بمب است! در این شرایط این گونه  افراد آنقدر هیجان زده می شوند که باعث به وجد آمدن اطرافیانشان نیز می شوند، در مقابل افرادی که حاضر به ریسک نیستند با شنیدن هرموقعیتی چنین واکنش هایی از خود نشان می دهند: دیوانه شده ای؟ تو چه چیزی در رابطه با جامعه می دانی؟ تو چه چیزی در رابطه با بیزنس می دانی؟ تو چه چیزی در رابطه با ورشکستگی می دانی؟ تو چه چیزی در رابطه با ماشین لباس شویی می دانی؟!

آیا می دانستید ریسک کردن بهترین معلم افراد موفق است؟

در میان فرصت هایی که به دست می آوریم، ریسک کردن می تواند باعث شکل گیری فرصت های رشد و یادگیری هرچه بیشتر ما شود. heather Rabbatts که در بین صد زن قدرتمند  انگلستان جای دارد ،در مصاحبه ای در برنامه woman’s hour power list  گفت: ” شما زمانی چیزی را فرا می گیرید که در حال ریسک کردن باشید، من جذب هر دو آنها شدم:  هم ریسک کردن و هم یاد گرفتن! این دقیقا همان عاملی بود که مرا هدایت کرد تا شغلی را انتخاب کنم که بقیه در مورد آن این گونه فکر می کردند: تو نمی توانی آن را انجام بدهی ، این غیر ممکن است ! پس بیایید نتیجه بگیریم که غیرممکن ها در ریسک کردن، ممکن می شوند

آیا وقت آن نشده که از منطقه امن خود بیرون بیایید و به آرزوهایتان برسید؟

Palema Barnes رئیس و مدیر عامل Engeder Health  (یکی از سازمان های بزرگ امور خیریه در آمریکا) در مصاحبه ای می گوید:

به شاغلین همه حرفه ها ،به ویژه جوانان توصیه ای دارم : باید بدانید که جهان بیرون از منطقه راحت اطراف ما می تواند بسیار بزرگ تر و ترسناک ترباشد. با پا گذاشتن در این دنیای جدید و ریسک کردن قادر خواهیم بود تا به موفقیت های حرفه ای دست یابیم و توانایی های نهفته خود را بشناسیم. وقت آن است که منطقه امن خود را رها کرده و به دنبال آن چیزی باشیم که شدیدا به آن علاقه داریم، یعنی” همان رویاهایمان”. همه  ما در ذهن خود بزرگترین آرزوها را داریم. از کودکی آرزوی داشتن بزرگترین خانه، بهترین ماشین، بهترین همسر و … داریم اما چرا بعضی از افراد به آرزوهایشان دست یافته اند اما شما نه؟چند بار پیش آمده که به فردی نگاه کنید و با خود فکر کنید او همان زندگی را دارد که من آرزویش را دارم؟ فرق شما با یکدیگر چیست؟ بیایید بحث تکراری که ثروت و هوش تنها عامل موفقیت افراد نیست و چه بسیار افرادی که با ثروت و هوش کم به موفقیت های بزرگ دست پیدا کرده اند را شروع نکنیم و در عوض وجه تمایز دیگری که باعث رسیدن این افراد به آرزوهای شما شده است را به شما بگوییم : آن ها ریسک کرده اند ولی شما نه!

خودت را برای هرچیزی آماده کن

البته فکر نکنید  که همه چیز به همین سادگیست. همانطور که از نامش پیداست شما ریسک کرده اید !  پس درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم وجود داشته باشد. شما باید ببینید چه چیزی را در قبال این ریسک کردن می خواهید به دست آورید و اگر ارزش ریسک کردن را داشت باید آمادگی ها و برنامه ریزی های لازم را هم برای رسیدن به موفقیت و هم شکست خوردن انجام دهید ، شما نمی توانید ایده هایتان را بدون در نظر داشتن تمامی مراحل پروژه و پیش بینی آنچه که در پایان رخ می دهد، رها کنید و به انتظار به ثمر نشستن ریسکتان بشینید.

اما شکست …

وقتی از کریس هیل( یکی از کارآفرینان و مدیران موفق در جهان ) راز موفقیتش را پرسیدند او این گونه پاسخ داد: ” یکی از روزهایی که در حال بازگشت به خانه ام بودم و مانند همیشه در ذهنم حساب کتاب می کردم که چگونه می توانم درآمدم را تا آخر ماه تمام نکنم، همسرم  با من تماس گرفت و از من خواست وسیله ای را برایش بخرم. من که تا چند دقیقه پیش حتی در ذهنم موفق نشده بودم تا درآمدم را برای مخارج ضروری تقسیم کنم، قطعا نمی توانستم از عهده ی این خرج اضافی هم بربیایم و وقتی این موضوع را به همسرم گفتم او با عصبانیت تلفن را قطع کرد . همان لحظه روی نیمکتی نشستم و ساعت ها به فکر فرو رفتم تا آنجا که به این نتیجه رسیدم : وضع اکنون من فقط به این خاطر است که برای رسیدن به آرزوهایم، هیچ ریسکی انجام نداده ام. چرا من برای رسیدن به آرزویی که از کودکی در سر داشتم  یعنی: احداث کردن  یک رستوران ریسک نکردم؟ آن لحظه با خود فکر کردم که سرزنش کردن و افسوس خوردن ، راحت ترین کاری است که می توانم انجام دهم. همین الان هم برای ریسک کردن دیر نیست. بدین ترتیب توانستم به یکی از آرزوهای کودکی ام یعنی افتتاح یک رستوران ، برسم. چند سال بعد از موفقیت در اولین ریسکی  که در زندگی ام انجام دادم. تصمیم به راه انداختن کسب و کاری جدید گرفتم که این کسب و کار نیاز به سرمایه ای معادل با کل زندگی ام داشت و من هم که تجربه موفقی از ریسک کردن در پروژه قبلی داشتم  با خیالی راحت تر انجام این ریسک را پذیرفتم، اما در این سرمایه گذاری موفق نشدم و بخش اعظمی از سرمایه ام را از دست دادم، اما این شکست به مراتب بیشتر از پیروزی قبل باعث موفقیتم شد چرا که با یادگیری اشتباهاتی که انجام داده بودم و اصلاح  کردن آن ها در پروژه بعدی به موفقیت بزرگتری رسیدم.

افراد به خصوص مدیران و کارآفرینان باید بدانند که راه رسیدن به موفقیت و ثروت آسان نیست و ریسک پذیری، ذات کارآفرینی است. بعضی از ریسک ها موفقیت بیشتری را در پی دارند،و بعضی دیگر کمتر، کارهای ریسک پذیری هستند که تجارت‌تان را می‌سازند یا ویران می‌کنند. اما تنها یک عنصر مشترک میان همه‌ی ریسک‌ها وجود دارد: آنها متمایز‌کننده‌اند، زیرا همچنان تعداد زیادی از کارآفرینان و تاجران تمایلی به ریسک‌ پذیری ندارند.

امیدواریم کمی تصورتان از ریسک کردن تغییر پیدا کرده باشد، شما نیازمند زمان هستید تا بتوانید قدرت ریسک کردن را به دست آورید و زمانی که این قدرت را کسب کردید همواره به یاد داشته باشید که شکست خوردن باعث تمام شدن دنیا نمی شود، چه بسیار انسان های موفق و ثروتمندی که موفقیتشان را نه با یک بار شکست خوردن بلکه با چندین بار شکست، به دست آورده اند