راز این کار فقط یک جمله است: سخنرانی با آمادگی

نود درصد موفقیت شما به عنوان سخنران، متاثر از این است که چگونه آماده می شوید و کیفیت آمادگیتان چطور است. در همان چند دقیقه اول سخن گفتن، حضار می فهمند که چقدر آماده اید و نمره خوب یا بد به شما می دهند. کار شما این است که آماده و فوق آماده شوید تا از همان لحظه نخست، کارشناسی خبره به نظر برسید. برای این منظور اکنون می خواهیم چند تکنیک به شما آموزش دهیم

مقدمه و شروع سخن

وقتی برای سخنرانی از جا برمیخیزید، ضروری است که تصور مثبتی در ذهن مخاطبان ایجاد کنید. وقتی چنین شود، تصور مثبت قبل از سخنرانی شروع شده است، نکته کلیدی، آمادگی است. سخنرانی خود را کلمه به کلمه روی کاغذ بیاورید. عنوان سخنرانی را در بالا و وسط کاغذ بنویسید و سپس هر نکته ای را که می توانید در سخنرانی بگنجانید یادداشت کنید. متن سخنرانیتان را چندین بار ویرایش و اصلاح کنید تا از اعتبار، ساختار و سلیس بودن زبان آن، راضی شوید. متن سخنرانیتان را با خود تمرین کنید و صدایتان را ضبط کنید. نوار را چند بار به عقب برگردانید و بخش های مبهم را بازنویسی کنید

با حضار قاطی شوید

قبل از اینکه سخنرانی تان شروع شود، با برنامه ریزان، میزبانان و در صورت امکان با برخی از حضار اختلاط کنید. خود را معرفی کنید ، اسم آن ها را بپرسید و سعی کنید کمی با آن ها آشنا شوید

شرکت کنندگان همیشه از اینکه با سخنران حرف بزنند و از وی سوال کنند، لذت می برند. هدف شما این است که از مخاطبان خود شناختی پیدا کنید. به عنوان مثال بدانید آن ها چه فکر و احساسی دارند. مهم تر از همه می خواهید آن ها احساس کنند که شما و آنان در یک سطح قرار دارید

با یک داستان شروع کنید

می توانید سخن خود را با بیان یک داستان شروع کنید. یکی از جذاب ترین عبارت های آغازین شما برای جلب توجه کامل حضار می تواند این باشد: «یکی بود یکی نبود.»

افراد از دوران کودکی با داستان انس می گیرند و از آن لذت می برند. وقتی با عبارت «یکی بود یکی نبود» شروع کنید، همه میدانند که می خواهید داستان تعریف کنید. افراد فوری آرام می گیرند، سکوت می کنند و مثل بچه هایی که دور آتش جمع شده اند، به سمت جلو متمایل می شوند.

پل بزنید

یکی از مهم ترین بخش های شروع سخنرانی، ایجاد پلی بین خودتان و حضار است. با مطلبی شروع کنید که شما و حضار در آن وجه اشتراک دارید. به عنوان مثال، می توانید بگویید که هم اکنون در همان صنعتی کار می کنید یا زمانی کار می کردید که آنان کار می کنند. شاید هم مثل آنها فرزند دارید. شما می توانید با شهر آن ها یا تیم فوتبال یا بسکتبال دلخواهشان آشنا باشید. حتی می توانید دغدغه یا مسأله ای داشته باشید که شبیه دغدغه و مسأله ای است که آنان در زندگی یا کارشان با آن روبه رو هستند.

وقتی چند دقیقه ای را صرف ایجاد پل ارتباطی بین خودتان و مخاطبتان کنید بلافاصله آنها را طرفدار خودتان می کنید. آنها شما را  یکی از خودشان می دانند، رغبت بیشتری برای شنیدن سخنان شما پیدا می کنند، بیشتر اشتباهات شما را می بخشند و احساس می کنند شما به علت پیش زمینه ای مشترک، دارای شناخت بیشتری هستید و راحت تر می توان به شما نزدیک شد.

از خودتان بگویید

بیشتر اوقات، من جلسه ای را که می خواهم برای گروهی از اهالی کسب و کار، خرید و فروش یا کارآفرین و سرمایه دار برگزار کنم، این گونه شروع می کنم: «من درست بعد از اینکه از مدرسه دانش آموخته شدم، کارم را شروع کردم. خانواده ام هیچ پولی نداشت. در زندگی به هر چیزی رسیدم، نتیجه ی تلاش خودم بود و کمتر کسی به من کمک کرد.»

جالب است که پس از بیان چنین سخنانی، چه افراد زیادی به نزد من می آیند و می گویند آنها هم وضعیت شان این گونه بوده است. آنها می گویند بی درنگ با من همزاد پنداری کرده اند چون آنان هم مثل خیلی ها با مدرک پایین و امکانات مالی محدود شروع کرده اند و در نتیجه، رغبت پیدا می کنند که به بقیهی سخنان من، حتی اگر همایشی یک روزه باشد، گوش بسپارند و احساس می کنند که حرف های من در مقایسه با کسی که با پشتوانه ی قبل

ای که با پشتوانه ی قبلی موفق شده است، معتبرتر و صادقانه تر است. ایجاد چنین پلی در همراه کردن مخاطبان با شما بسیار مفید است.

برنامه ریزی در مورد بخش بصری سخنرانی

در حین سخنرانی باید به فکر عناصر بصری باشید که می توانید برای توصیف و تشریح نکات مورد نظرتان به کار ببرید و آن ها را برای مخاطبان زنده کنید. استفاده از برنامه ی پاور پوینت در حین سخنرانی به عوامل زیادی بستگی دارد. در بحث های تخصصی مربوط به سخنرانی از عبارت “مرگ به وسیله ی پاور پوینت ” استفاده می شود. منظور این است که بعضی از سخنرانان چنان وابستگی شدیدی به پاور پوینت پیدا می کنند که جوهر سخنرانی و شخصیت شان هنگام رفتن از این نکته به آن نکته، گم و ناپدید میشود.

اگر می خواهید از پاور پوینت که در بعضی موقعیت ها روشی عالی است استفاده کنید، بهتر است از قوانین زیر پیروی کنید.

قانون پنج در پنج

آنچه از همه مهم تر است این است که شما نباید بیش از پنج سطر مطلب بر روی هر اسلاید بگنجانید. هر سطر هم نباید بیش از پنج کلمه داشته باشد. هر چیزی بیش از این باشد، می تواند باعث آشفتگی و حتی گیجی حضار یا مخاطبان شود. در یک اتاق یا گروه کوچکتر، می توانید از سطور یا کلمات بیشتری استفاده کنید.

صرف نظر از تعداد نکاتی که بیان می کنید، آنها را شمرده و یکی یکی مطرح کنید. اسلایدها را آن قدر شلوغ نکنید که مخاطب مشغول خواندن آن شود و به سخنان شما توجهی نکند.

چند وقت پیش، وقتی برای یک شرکت چند ملیتی سخنرانی می کردم، رئیس شرکت قبل از سخنان من به مدت یک ساعت برای حضار صحبت کرد. مطالب وی که در قالب برنامه ی پاور پوینت ارائه می شد، عبارت بود از یک اسلاید که صدها عدد و ستون داشت و هیچ یک از آنها برای مخاطبان واضح نبود. او به مدت یک ساعت رو به اسلایدها سخن می گفت و اعداد و ارقام را تفسیر می کرد. از آنجا که او رییس شرکت بود، همه حضار مؤدبانه در جای خود نشسته بودند اما در واقع آن ها فقط سخنرانی را تحمل می کردند. نگذارید این بلا به سر شما بیاید.

رو به حضار و مخاطبان بایستید

وقتی از پاور پوینت استفاده می کنید رو به حضار بایستید. باید لپ تاپ تان روبه رویتان باشد و مطالب را روی اسلاید پشت سر شما منعکس کند. در طول کل جلسه وقتی بر روی مطالب تان که درقالب پاور پوینت هستند کلیک می کنید، چشم تان به مخاطبان باشد. وقتی نمی خواهید به نکته ای بر روی صفحه یاسلاید اشاره کنید حرف B را روی لپ تاپ فشار دهید تا پرده سفید شود. به یاد داشته باشید صورت شما مهم ترین عنصر در هر سخنرانی یا جلسه ای است و وقتی کلماتی بر روی اسلایدها وجود داشته باشند، چشم و نگاه حضار از صورت شما به صفحه ی اسلاید و بالعکس در حرکت است، درست مثل حرکت چشم و نگاه تماشاچی های بازی تنیس

انتقال پیام

صرف نظر از اینکه در مورد چه چیزی سخن می گویید ، برای اطمینان از اینکه حضار منطق شما را دنبال کنند، فعال باشند و به سخن شما رغبت داشته باشند، باید چند کار را انجام دهید:

همه نکات را به موضوع صحبت ربط دهید

هر دو مغز را فعال کنید

تحقیقاتی که جایزه نوبل را از آن خود کرده اند، نشان داده اند که دو مغز راست و چپ دارد. مغز چپ، تحلیلی، عملی، منطقی، واقعیت بنیاد و غیرهیجانی است. این بخشی از مغز است که برای کسب هر نوع از آن استفاده می کنیم. از طرف دیگر، مغز راست به وسیله  پاویر، هیجانات، موسیقی و داستان فعال می شود.

افراد با مغز راست خود تصمیم گیری می کنند. کار شما این است که حضار را تا حد ممکن فعال کنید. هر چه سخنان و نظریات رابیشتر خطاب به مغز راست بیان کنید، توجه حضار را بیشتر به گفته های خود جذب خواهید کرد.

وقتی با استفاده از واقعیت ها و داستان ها سخن خود را به پیش می برید، در قسمت میانی هر بخش به منظور آن چهار بخشی است که حضار تقسیم بندی شدند. یک نفر را انتخاب کنید و نگاه خود را به طور مرتب به او بیندازید. کسانی را انتخاب کنید که لبخند می زنند و مثبت هستند و در ظاهر به شدت درگیر سخنان شما شده اند. گهگاهی بر روی این افراد تمرکز کنید و جمله ای کامل را خطاب به آنها بگویید، گویی أنها تنها مخاطب شما هستند. سپس، چشم های خود را به آرامی به گوشه ای دیگر از اتاق بچرخانید و به طور مستقیم با یکی دیگر سخن بگویید.

مستقیم به حضار نگاه کنید

وقتی به طور مستقیم با یک نفر صحبت می کنید، هر کسی که در پشت سر آن فرد قرار دارد (هر کسی که به صورت V شکل در اطراف او نشسته باشد) احساس می کند با او صحبت می کنید. وقتی با فردی در انتهای سالن یا اتاق صحبت می کنید، افرادی که در پشت سر وی قرار دادند احساس می کنند آنها مرکز توجه هستند. هر چه افراد بیشتر احساس کنند که با آنها صحبت می کنید و به طور مستقیمات ارتباط هستید، بیشتر با شما و آنچه می گویید تعامل و مشارکت می کنند

برخیزید و سخن بگویید

وقتی می خواهید برای جمعیت زیادی صحبت کنید، روش «برخیزو سخن بگو» را تمرین کنید. فضایی یک متر مربعی تا یک و نیم متر مربعی را در نظر بگیرید و در وسط آن بایستید. خود را مقید کنید که از این منطقه خارج نشوید. در مقابل این میل که دائم عقب یا جلو بروید، مقاومت کنید. این حرکات اغلب ناشی از نگرانی و ترس است. وقتی بر میخیزید تا صحبت کنید، با آگاهی از این حرکات می توانید آنها را کنترل کنید. بگذارید دست هایتان به صورت طبیعی در کنار پهلوهایتان بیفتند. با لباستان ور نروید و بازی نکنید، و دستان خود را در جیبهایتان هم نکنید. وقتی می خواهید نکته ای را بیان کنید، دستان خود را به طور طبیعی بالا بیاورید.

پرداختن به نکات مورد نظر به صورت شفاف و روشن

این کار خیلی شبیه به عوض کردن دنده های خودرو است. وقتی یه نکته را به طور کامل به بحث گذاشتید، باید به روشنی به حضار علامه دهید که می خواهید به نکته ی جدیدی بپردازید. اگر این کار را نده حضار گیج می شوند و تصور می کنند سخنان شما ملغمه ای است از آنچه در قبل گفته اید. به عنوان مثال، می توانید بگویید: «نکته ی بعدی – می خواهم به آن اشاره کنم…» من گاهی می گویم: «حالا می خواهم به شما در مورد… صحبت کنم.»

نکته را به خوبی تشریح و تبیین کنید، نتیجه گیری کوتاهی از آن ارائه دهید و به سخنرانی تان ادامه دهید. به نکته ای که به موردش بحث کرده اید بر نگردید. این کار فقط حضار را گیج می کند.

فی البداهه سخن بگویید

تا وقتی در حال صحبت هستید، مثال، داستان یا طنز جالبی به ذهنتان خطور می کند. چون این مطلب طبیعی و خودجوش است، شیوه ای عالی برای برقراری ارتباط با مخاطب خواهد بود. این مطلب فی البداهه را می توانید این گونه بیان کنید: «همین الآن چیزی به ذهنم رسید که این نکته را به طور کامل تبیین می کند…» یا می توانید بگویید: «دیشب یک نفر در تلویزیون می گفت…»

بگذارید شنوندگان بدانند که شما از موضوع بحث فاصله می گیرید. می توانید بگویید: «یک لحظه اجازه بدهید از موضوع دور شویم…» وقتی مطلب خود را بیان کردید، دوباره مثل دنده عوض کردن به موضوع بحث برگردید. من گاهی می گویم: «در اینجا خیلی سریع به نکتهای حاشیه ای اشاره می کنم…» یا «هفته ی پیش اتفاقی افتاد که…» .. هر آنچه می گویید و به هر شکلی که می گویید، مخاطبتان باید بفهمد که شما به خوبی بر اوضاع مسلط هستید و حرف هایتان آغاز، وسط و پایان دارد.

خود را مقید کنید که از این شاخه به آن شاخه نپرید

سخنرانان زیادی هستند که «اشتیاق» زیادی به کارشان دارند. آنها مثبت اندیش، خنده دار، سرگرم کننده و خوش صحبت هستند. اغلب باهوش، با تجربه و مطلع اند. اما زیاد حاشیه می روند و پراکنده گور می کنند. بیشتر اوقات سخن خود را با نکتهای مهم شروع می کنند، به حاشیه می روند و از شاخه ای به شاخه دیگری می پرند و هر فکر، داستان یا لطیفه ای را که به ذهنشان می رسد، به زبان می آورند.این سخنرانان اغلب جذاب، دوست داشتنی و سرگرم کننده هستند. حضار میخندند و کف می زنند اما در پایان، هیچ کس نمیداند سخنران به راستی در مورد چه موضوعی صحبت می کرد و سعی داشت چه چیزی را انتقال دهد. حضار به نوعی ناامید از جلسه خارج می شوند گویی برای ناهار دعوت شده بودند ولی چیزی که به آنها داده شد، فقط اشتها اور بوده است.

حفظ انسجام

افراد میل روانشناختی عمیقی دارند که عقل، منطق و نظر منطق و نظم را در جهان حس کنند. این «حس انسجام» نامیده می شود.وقتی صحبتی می کنید که طی آن به روشنی از نکته ای به سراغ نکته ی بعدی می روید، این نیاز را ارضا می کنید. در نتیجه، مخاطبان احساس می کنند با شما راحت و آرام هستند. آنها علاقه مند و کنجکاو میشوند که بدانند در ادامه می خواهید به چه نکته ای بپردازید.

استفاده از کلمات کلیدی

یادداشت کلمه به کلمه جملات کلیدی شما را قادر می سازد که اطمینان حاصل کنید نکته ی مورد نظرتان طوری بیان می شود که بیشترین تأثیر را بر روی مخاطب خواهد داشت. به تفاوت این دو جمله دقت کنید: «هر کاری که بخواهید، می توانید انجام دهید» و «تنها چیزی که شما را در انجام کارها محدود می کند، تخیل خود شماست.»

آیا میخواهید سخنرانی خوبی داشته باشید؟ میخواهید ایرادات خود را متوجه شوید؟ برای حرفه ای بودن برای سخنرانی باید به روز باشید، حتما این سوال برایتان پیش اومده که حال چه کار کنیم؟ یک خبر خوب، شما همین حالا با وارد شدن به این لینک میتوانید کلاس های سخنوری را تحت نظر یکی از بهترین سخنرانان جهان آموزش ببینید

Privacy Preference Center

مدرسه کسب و کار آیا
درصورتیکه در دوره مورد نظر خود نیاز به مشاوره یا اطلاعات بیشتر دارید و یا در دوره ای مایل به شرکت هستید که قبلا برگزار شده و تمایل به دانستن زمان برگزاری بعدی آن دارید این فرم را پر کرده تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند.