تعریف هوش هیجانی

مفهوم هوش هیجانی یکی از مباحث روان شناختی بسیار مهم است که امروزه در زمینه های بسیار متنوعی در زندگی انسان تاثیر گذار است. یکی از اصلی ترین این موارد، کسب و کار و مدیریت است که هوش هیجانی یکی از مباحث بسیار کاربردی در آن محسوب می شود. این مفهوم شاید در دهه های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، اما قدمتی بیش از این ها دارد و به عنوان مثال در ابتدا با نام هایی مانند هوش اجتماعی شناخته می شود. تعریف هوش هیجانی هم مانند سایر مفاهیم مشابه یکتا نیست و تنوع زیادی در تعاریف آن مشاهده می شود. از این رو در این مطلب به تفصیل به تعریف هوش هیجانی می پردازیم. با ما همراه باشید.

تعاریف هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

ابتدا در سال 1920 ادوارد تورندایک روانشناس مطرح مفهوم هوش اجتماعی را مطرح کرده و اینگونه تعریف کرد که هوش اجتماعی عبارت است از توانایی ادراک و مدیریت کلیه مردان و زنان جامعه بشری برای داشتن رفتار خردمندانه در حین روابط انسانی. طبق این تعریف معنای هوش هیجانی به صورت کاربردی این است که با کمک آن بتوان رفتار های خود و دیگران را به درستی درک نمود و در تعاملات اجتماعی آنان را مورد استفاده و بهره برداری قرار داد.

اما اولین تعریف رسمی هوش هیجانی توسط پیتر سالووی و جان مایر ارائه شد و عبارت بود از قابلیت نظارت و پایش احساسات و هیجانات خود و دیگران و تشخیص هر یک و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنما.

اما همان طور که پیش تر عرض شد امروزه همچنان به یک تعریف واحد در مورد هوش هیجانی نمی توان دست یافت و مرتبا صاحب نظران مختلف تعاریف متعدد و مختلفی در مورد این مفهوم کاربردی ارائه می دهند. البته نمی توان گفت کدام تعریف درست و کدام یک غلط است. در هر تعریف نکات درستی نهفته است که بنا بر زاویه دید آن صاحب نظر ارائه شده است.

یکی از ساده ترین تعاریف ارائه شده برای هوش هیجانی این است که هوش هیجانی را توانایی تشخیص و درک احساسات خودتان یا تشخیص احساسات دیگران و همدردی با آنها می داند. بر اساس این نوع تعریف سه نوع هوش هیجانی درون فردی، بین فردی و ترکیبی از نوع اول و دوم تعریف می شود.

هوش هیجانی درون فردی را قابلیت شناخت و درک احساسات خود فرد می توان دانست. در عین سادگی بسیاری از افراد از درک احساسات واقعی خود یا خصوصیات رفتاری شان عاجزند. هوش درون فردی اما اصلا به مفهوم جلوگیری از احساسات انسان نیست، بلکه به افراد کمک می کند که احساسات واقعی خود را بشناسند و به انسان کمک می کند در مواقعی که شرایط خود را نامناسب می بیند از افرادی کاربلد و دلسوز درخواست کمک نماید.

هوش هیجانی بین فردی بالعکس مورد قبل است و اصلا با خود فرد کاری ندارد و به درک احساسات اطرافیان می پردازد. بازاریاب ها و مسئولان فروش باید این مورد را به بهترین وجه در خود تقویت بکنند. زیرا آن ها باید به خوبی به افراد دیگر انرژی منتقل کنند و به خوبی احساسات طرف مقابل را درک کرده و بر اساس آن صحبت ها و رفتار های خود را تنظیم نمایند. این یک توانایی بی نظیر است که افراد بتوانند دیگران را با طرز فکر خود هم نظر کنند و دقیقا این مساله همان هوش هیجانی بین فردی می باشد.

بر اساس این تعریف افرادی دارای هوش هیجانی قوی هستند که احساسات خود را تحت کنترل دارند.

به عنوان مثال حتما شما تا کنون افرادی را دیده ‌اید که بتوانند حتی در شدید ترین بحث ‌ها هم آرام بماند و به خود مسلط باشند یا بدون آنکه در موقعیت مدیریت قرار داشته باشند، دیگران از آنان پیروی کنند و دستوراتشان را اجرا کنند. این‌ افراد دقیقا از آن دسته افرادی هستند که هوش هیجانی بسیار قوی دارند.

کاربردهای هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

هوش هیجانی در کلیه ارتباطات روزمره ما به ویژه ملاقات ها و مذاکرات کاری و به ویژه فروش می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد. از این رو باید به خوبی دریافت که هوش هیجانی فقط یک مفهوم مدیریتی و بازاریابی که در حقیقت زیرمجموعه ای از علم روانشناسی به شمار می رود، نیست و بسیار کاربردی وسیع تر دارد. به عنوان مثال نباید در نظر داشت که یک خانم خانه دار در مراودات روزمره خود به کاربرد هوش هیجانی نیاز ندارد.

اما خیلی واضح است که افرادی که که مذاکرات کاری زیادی دارند به ویژه مدیران، مسئولان فروش و بازاریاب ها، بیشترین نیاز را به هوش هیجانی در مذاکرات روزمره خود دارند. از این رو باید بتوانند هوش هیجانی یا هوش عاطفی خود را هر چه بیشتر تحت کنترل خود داشته باشند تا بتوانند موفقیت های کاری فراوانی به دست بیاورند.

تحقیقات نشان داده است که بین ۸۰ تا ۸۵ درصد از رفتارهای ما ناخود آگاه و ۲۵ تا ۳۰ درصد آن ها خود آگاه می باشد. پس خیلی واصح است که علاوه بر موارد شغلی ، حتی برای داشتن آرامش و زندگی با کیفیت تر باید تلاش کنیم درصد ناخود آگاه رفتارمان که بسیار زیاد می باشد را کنترل کنیم.

در محل کار هوش هیجانی یکی از مهم ترین فاکتورهای موفقیت به شمار می رود. زیرا اشخاصی که هوش هیجانی بالا دارند، تمایل دارند که کارها و وظایف محوله خود را را بطور کامل انجام دهند. این گونه افراد به شکل قابل توجهی هدفمند هستند و بطور ذاتی، توانایی مدیریت دارند که بر اساس آن می‌ توانند به افراد دیگر نیز انگیزه بدهند و انرژی مثبت و شوق به کار را در داخل سازمان یا کسب و کار گسترش دهند.

همچنین باید در نظر داشت که هوش هیجانی، اغلب به این معنی است که افراد قادر به درک طرف مقابل هستند که این قابلیت در دنیای خدمات مشتریان، بسیار مهم است. افرادی که در بخش ارتباط با مشتریان هر سازمان فعالیت می کنند حتما باید دارای این قابلیت باشند. البته که این توانایی به صورت ذاتی در برخی افراد وجود دارد. اما اصلا نباید آن را غیر اکتسابی دانست و می توان از طریق آموزش های ضمن خدمت به کارکنان سازمان، این مهارت های کاربردی را به درستی آموخت. در محل کار، قابلیت هوش هیجانی می تواند به افراد مزیت دهد که دارای انگیختگی بیشتری نسبت به سایر همکاران خود باشند و در نهایت این تلاش و انگیزه به چشم مدیران نیز می آید و احتمالا ارتقاء شغلی، نتیجه این انگیزه بالا خواهد بود که با خود، رضایت بیشتر از حضور در سازمان را نیز به همراه خواهد داشت.

اصول اساسی در تعریف هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

هوش هیجانی در حقیقت از 6 فاکتور اساسی زیر تشکیل یافته است و با تقویت این فاکتورها در خود می توان هوش هیجانی خود را بالا برد. خوشبختانه هوش هیجانی یک مهارت اکتسابی است و می توان آن را در خود تقویت کرد. این اصول عبارتند از: خودآگاهی، همدلی، خودگردانی، انگیزش، مهارت های اجتماعی و شادی. حال هر یک را به اختصار خدمتتان توضیح می دهیم.

خودآگاهی در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

توانایی تشخیص احساسات است که از فاکتورهای اصلی هوش هیجانی است. خودی این مورد از دو بخش آگاهی احساسی و اعتماد به نفس تشکیل می شود. آگاهی احساسی یعنی توانایی افراد در شناخت احساسات و تاثیرات آن ها. اعتماد به نفس هم به معنی انعطاف پذیری در مورد ارزش ها و توانایی های خود می باشد.

همدلی در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

نیروی محرک بالا بردن هوش هیجانی است. بالا بردن توانایی شما برای همدلی با دیگران می تواند به شما برای نزدیک شدن به دیگران کمک کرده، حمایت آنها را برای زمانی که به آن نیاز دارید جلب کند و به طور بالقوه، ناسازگاری های شدید را در زندگی حرفهای و خصوصیتان از بین ببرد.

خودگردانی در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

همه افراد دوست دارند که با تعداد کمی از افراد ارتباط نزدیک داشته باشند. به هر حال بخشی از پرورش هر فرد به عنوان یک انسان، به کسب مهارت های جدید هنگام تجربه روابط نو، وابسته است. کسانی که خودگردانی میکنند، قبل از عمل فکر میکنند. آنها می توانند نه بگویند و افکارشان را به سمتی هدایت کنند که مانع از تسلط احساسات بر خودشان بشوند.

انگیزش در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

انگیزش یا تحریک انگیزه به منظور دستیابی به موفقیت، نیاز به اهدافی روشن و نگرشی مثبت می باشد.

مهارت های اجتماعی در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

مسئولیت پذیری اجتماعی نشان می‌دهد که نه فقط به سود شخصی خود، بلکه واقعا به دیگران نیز اهمیت می‌دهید.

شادی در هوش هیجانی (تعریف هوش هیجانی)

به منطور بهبود هوش اجتماعی، شما باید بدانید که چه زمانی خوشحال، ناراحت، مضطرب یا حتی گوش به زنگ باشید. افراد کمی می‌ دانند که چه‌ طور شادی خود را مدیریت کنند و علتش این است که خیلی اوقات شادیشان در گرو کالاها، هدایا، یا چیزهایی است که از دیگران می ‌گیرند. به طور کلی افرادی که هوش اجتماعی بالایی دارند، خوشحالند. افراد واقعا شاد کسانی هستند که همیشه می ‌بخشند.

هوش هیجانی به معنی توانایی هر شخص برای مدیریت احساسات، اضطراب و کنترل تنش ها در کنار امیدواری، خوش بینی و داشتن انگیزه در مسیر رسیدن به اهداف است.